تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
368
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
چهار سال پادشاهى كرد . پس از او ابو قابوس نعمان بن منذر « 1 » بيست و دو سال
--> است . ( 1 ) - اين نعمان را ما در ضمن مطالب گذشته شناختهايم . او به علت روابطش با شعراى معروف عرب از قبيل نابغه در ميان عرب نسلهاى بعد از همهء گذشتگان خودش بهتر شناخته شده است . داستانهاى زيادى از او نقل كردهاند اما معلوم نيست كه همهء اين داستانها تنها مربوط به او باشد و يا بعضى مربوط به گذشتگان او باشد . عكس اين مطلب هم ديده مىشود ، يعنى داستانهائى به گذشتگان او نسبت دادهاند كه شايد همه يا بعضى مربوط به او باشد . در اين داستانها او به صورت مرد جبّارى ظاهر مىشود كه محبوب زنان و شاعران بوده است . نعمان در اشعار نابغه و ديگران با كنيهء « ابو قابوس » نيز مذكور شده است ( مثلا رجوع شود به حماسه 258 و 717 ) . بنا به گفتهء ابن قتيبه و صاحب اغانى ( ج 2 ص 18 و 34 به بعد ) عدىّ بن زيد او را به دين مسيحى درآورده بوده است . اوياگريوس Euagrius ( 22 / 6 ) مىگويد كه او پس از جلوس خسرو دوم در سال 591 م . به مسيحيت گرويده بوده و پيش از آن از بتپرستان خدانشناسى بوده است كه انسانها را قربانى مىكرده است . من مىخواهم بگويم كه اين مطلب شايد مربوط به يكى از گذشتگان نعمان باشد زيرا اين نعمان در خانوادهاى مسيحى بزرگ شده بوده است . به گفتهء منابع نسطورى ( السّمعانى ج 3 قسمت 1 ص 109 ) نسطوريان او را مسيحى كردهاند . ولى ابن العبرى ( تاريخ روحانيت ج 2 ص 105 ) مدعى است يعقوبيان او را مسيحى ساختهاند و ايشوعيبه جاثليق نسطورى بيهوده كوشيده است كه او را به مذهب نسطورى بياورد . اين مطالب نبايد درست باشد اما روابط اين جاثليق با او و مرگ اين جاثليق در ميان عرب و دفن شدن او در دير هند واقع در حيره ( رجوع شود به همان كتاب و كتاب السّمعانى نسطورى ) ممكن است درست باشد . جاثليق مذكور در سال 5 / 594 م . فوت كرده است ( تعليق بر كتاب مذكور ابن العبرى ) . دربارهء مدت سلطنت نعمان اين مطلب مهم است كه يكى از شعراى معاصر او به نام زهير آن را بيست سال گفته است ( اهلواردت ص 101 به بعد ؛ مسعودى ج 3 ص 207 ) ، اما طبيعى است كه نمىتواند درست به معنى كلمه باشد . ارقامى كه دربارهء مدت سلطنت پادشاهان حيره در متن مذكور است فاصلهء تا انقراض ساسانيان را كاملا پر نمىكند و شايد تا سال 628 م . يعنى سال مرگ خسرو پرويز و شيرويه بتوان حساب كرد ؛ زيرا با مرگ اين دو همه چيز از هم گسسته بود . در اين صورت ( يعنى در حدود بيست سال بودن مدت سلطنت نعمان ) مرگ او بايد تقريبا در سال 602 و جلوس او در سال 580 م . باشد در اينجا گفتهء ابديسو Ebedjesu نسطورى ( در قرن چهاردهم مسيحى ) با اين مطلب مىتواند مطابق باشد . مأخذ ابديسو مسلّما الياس نصيبينى بوده است و بنا بر آن انقراض خاندان حيره در سال 912 سلوكى ( - 601 م ) اتفاق افتاده است . ( نقل از نسخهء خطى اين كتاب موجود در ديوان هند به نقل هوفمان ) . بنا بر همين مأخذ مدت سلطنت نعمان 22 سال بوده است ولى اين مطلب را مسلما از قول مؤلفان عرب نقل كرده است .